سديد الدين محمد عوفى
414
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
ازيشان نستد و مال جمع كرد و به مدينه برد . حكايت ( 2 ) [ وصيت عمر بن عبد العزيز هنگام نزع به مسلمهء عبد الملك . ] هيچ كس « 1 » از خلفا « 2 » بعد از امير المؤمنين عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه « 3 » در زهد و تقوى چنان نبوده است كه امير المؤمنين « 4 » عمر بن عبد العزيز . و يكى از مآثر او آنست كه در آن وقت كه كشتى حيات در غرقاب وفات افتاد مسلمهء « 5 » عبد الملك گفت : وصيتى خواهى فرمود و چيزى انديشيدهاى ؟ عمر گفت : مالى ندارم كه در قسمت كردن « 6 » آن به تو اشارت كنم يا به ثلث آن را به چيزى « 7 » وصيت كنم « 8 » . مسلمه گفت : من صد هزار درم آوردهام تا امير المؤمنين « 9 » در وجه خيرى صرف كند . عمر جواب داد كه من بهتر از آن نمىدانم « 10 » كه آن مال را « 11 » از آن جماعت كه به ناحق ستدهاى « 12 » بديشان باز رسانى و خود را از عهدهء آن جواب باز رهانى . اين سخن بر مسلمه كار كرد و بسيار بگريست و بعد از آن در حصول اموال احتياط تمام به جاى آورد و السلام « 13 » . حكايت ( 3 ) [ سلمان فارسى وقت مرگ از ميراث بجاى گذاشته كه عبارت از تغار و مطهره و پالان شتر و گليمى بود اظهار نگرانى مىكرد . ] آوردهاند كه امير المؤمنين « 14 » عمر بن الخطّاب رضى اللّه عنه « 15 » بر شهرى از شهرهاى شام سلمان فارسى را رضى اللّه عنه « 16 » امارت داده بود و مواجب او هر سال از بيت المال پنج هزار درم بودى « 17 » . و او آن مال بستدى و « 18 » جمله را « 19 » به صدقه دادى . و همه سال « 20 » بوريا مىبافتى و مىفروختى و قوت خود را از آن ساختى . و هر سال « 21 » چون وقت
--> ( 1 ) متن + را ( 2 ) بنياد : خلقان ( 3 ) بنياد - بعد از . . . عنه ( 4 ) بنياد - امير المؤمنين ( 5 ) بنياد + ابن ( 6 ) مپ 2 - كردن ( 7 ) بنياد - به چيزى ( 8 ) مپ 2 - يا به ثلث . . . كنم ( 9 ) بنياد - المؤمنين ( 10 ) بنياد : مىدانم ( 11 ) بنياد + كه ( 12 ) بنياد : بىوجه گرفتهاى ( 13 ) نسخه مج حكايت مذكور را ضبط نكرده است ( 14 ) بنياد - امير المؤمنين ( 15 ) بنياد - رضى اللّه عنه ( 16 ) بنياد - رضى اللّه عنه ( 17 ) متن : مىستد ، مپ 2 : بوى داد ( 18 ) متن - بستدى و ( 19 ) مپ 2 و بنياد - را ( 20 ) مپ 2 : روز ( 21 ) مپ 2 - هر سال